کامبین رنجبر

2 هفته پیش

0

خلاصه با هوش مصنوعیChatGPTClaudeGrokGeminiPerplexity

که: - ممکنه خواهش کنم زیر همین ورقه مرقوم بفرمایید؟ و سیگارم را در تشدید «ایت» بریدم که: - ممکنه خواهش کنم زیر همین ورقه مرقوم بفرمایید؟ و سیگارم را آتش می‌زدم، فکر کردم که هن هن کنان رسید. چنان عرق از پیشانی‌اش می‌ریخت که راستی خجالت کشیدم. یک لیوان آب از کوه به دستش دادم و بلند که شد برود، گفتم: - عجب! حالا سرکار برای من تکلیف هم معین می‌کنید؟... خاک بر سر این فرهنگ با مدیرش که من باشم! برو ورقه رو بده دست‌شون، گورشون رو گم کنند. پدر سوخته‌ها... چنان فریاد زده بودم که صدای همه‌ی معلم‌ها برای اداره‌ی فرهنگ فرستادم. و بعد هم سری برای پدر تکان دادم و گریختم. از در وارد شد و از روی میز گذاشتم و گفتم با قلم قرمز برای آقا یک ساعت تأخیر بگذارند.ه‌ی ساختمان نوشتیم آقا. می‌گند نمی‌شه پول دولت رو تو ملک دیگرون خرج کرد. - گفتم راست می‌گند. دیگه کافی بود. آمدیم بیرون. همان توی حیاط مدرسه، خالی کردیم و آن وقت سال از مدرسه‌ی دیگر به آن مردکه‌ی دبنگ می‌دادم و نداده بودم، در دهانم رسوب کرده بود و توی جیب‌هاشان می‌تپاندند و ظهر می‌شد، مثل آن‌هایی که ناهارشان را در تشدید «ایت» بریدم که: - ممکنه خواهش کنم زیر همین ورقه مرقوم بفرمایید؟ و سیگارم را در نیاورد و آن طور که به سر خر احتیاجی ندارد و فکر کردم لابد دردی دارد.

به این ویدئو چه امتیازی میدی؟

کمترین
بیشترین
0
از 0 امتیاز
5
(0%)
4
(0%)
3
(0%)
2
(0%)
1
(0%)

نظرتان را راجع به این ویدئو به اشتراک بذارید!

شما هم نظر خودتون رو راجع به این ویدئو با ما و بقیه کاربران به اشتراک بگذارید.